باخیش
ایل گئچدی،باهاراولدو،خبریوخ گولوموزدن.. 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

 

ﺻﺪ ﺳﺎﻝ ﺭﻩ ﻣﺴﺠﺪ ﻭ ﻣﯿﺨﺎﻧﻪ ﺑﮕﯿﺮﯼ،

 

ﻋﻤﺮﺕ ﺑﻪ ﻫﺪﺭ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﮔﺮ ﺩﺳﺖ ﻧﮕﯿﺮﯼ...

 

ﺑﺸﻨﻮ ﺍﺯ ﭘﯿﺮ ﺧﺮﺍﺑﺎﺕ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﭘﻨﺪ :

 

ﻫﺮ ﺩﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺍﺩﯼ ﺑﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺩﺳﺖ ﺑﮕﯿﺮﯼ...

ﺷﯿﺦ ﺑﻬﺎﯾﯽ 


[ پنجشنبه ۱۳٩٤/٥/٢٩ ] [ ٩:٤٤ ‎ب.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]

 

ﻋﺸﻘﻮﻥ ﺑﻮﻻﻏﯿﻦ ﻗﻮﯾﻤﺎ ﺑﻮﻻﻧﺴﯿﻦ ﮐﯽ ﺩﻭﺭﻭﻟﻤﺎﺯ

 

ﻋﺸﻘین ﯾﻮﻟﻮﻧﯽ ﺩﻭﺯ ﮔﺌﺪﻩ ﻫﺮ ﮐﯿﻤﺴﻪ ﯾﻮﺭﻭﻟﻤﺎﺯ

 

ﻫﺮ ﮐﯿﻤﺴﻪ ﮔلیب ﻋﺎﺷﻖ ﻻﯾﻖ ﺍﻭﻻ ﺑﻮﻟﻤﺰ

 

بو ﻣﮑﺘﺐ ﻋﺸﻖ ﺍﯾﭽﺮﻩ ﯾﺎﻻﻥ ﺍﻭﻟﻤﯿﻮﺏ ﺍﻭﻟﻤﺎﺯ

 

ﮔﺮ ﺁﻏﻼﻣﺎﺳﺎ ﻗﺎﺭﻩ ﺑﻮﻟﻮﻁ ﻏﻮﻧﭽﺎ ﮔﻮﻝ ﺁﭼﻤﺎﺯ

 

ﮔﺮ ﮔﻮﻟﻤﺴﻪ ﮔﻮﻝ ﺩﺭﺩ ﻭ ﻏﻤﻪ ﭼﺎﺭﻩ ﺗﺎﭘﯿﻠﻤﺎﺯ

 

ﮔﻮﻟﺸﻨﺪﻩ ﮔﻮﻟﻮﻥ ﻗﯿﻤﺘﯽ ﮔﻮﻟﺪﻭﺭ ﮔﻮﻟﻪ ﺑﯿﻠﺴﻪ

 

ﻧﺎﻣﺮﺩ ﺍﻟﯽ ﺳﯿﻨﺪﯾﺮﻣﺎﺳﺎ ﺑﻮ ﺷﺎﺧﻪ ﻧﯽ ﺳﻮﻟﻤﺎﺯ

 

ﺑﯿﺮ ﻋﻮﻣﺮ ﭼﮑﯿﺐ ﻧﺎﺯﯾﻨﯽ ﺑﻮﻟﺒﻮﻝ ﺁﭼﺎ ﺑﯿﺮ ﮔﻮﻥ

 

ﺩﺭﺩ ﺍﻫﻠﯽ ﺍﻭﻻﻥ ﻏﻨﭽﻪ ﻟﻨﻦ ﺷﺎﺧﻪ ﻧﯽ ﯾﻮﻟﻤﺎ


[ شنبه ۱۳٩٤/٥/٢٤ ] [ ۸:٢٤ ‎ق.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]

 

یک دوستی داشتم،

پلوی غذایش را خالی می خورد،

گوشت و مرغش را می گذاشت آخر کار، می گفت:

می خواهم خوشمزگی اش بماند زیر زبانم.

 

همیشه هم پلو را که می خورد سیر می شد، گوشت و مرغ غذا می ماند گوشه ی بشقابش،

نه از خوردن آن پلو لذت می برد،

نه دیگر ولعی داشت برای خوردن گوشت و مرغش، برای جاهای خوشمزه ی غذا...

 

 

زندگی هم همینجوری ست.

 

گاهی شرایط ِ ناجور زندگی را تحمل می کنیم،

و لحظه های خوبش را می گذاریم برای بعد،

برای روزی که مشکلات تمام شود.

 

هیچ کداممان زندگی در لحظه را بلد نیستیم.

همه ی خوشی ها را حواله می کنیم برای فرداها،

برای روزی که قرار است دیگر مشکلی نباشد،

غافل از اینکه زندگی دست و پنجه نرم کردن با همین مشکلات است.

یک روزی به خودمان می آییم می بینیم یک عمر در حال خوردن پلو خالی ِ زندگی مان بوده ایم و گوشت و مرغ لحظه ها، دست نخورده مانده گوشه ی بشقاب،

دیگر نه حالی هست،

نه میل و حوصله ایی.

 

 


[ دوشنبه ۱۳٩٤/٥/۱٩ ] [ ۸:٤٢ ‎ق.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]

پروردگارم دلم که برایت تنگ می شود، با آنکه می دانم 
همه جا هستی،
اما به آسمان نگاه می کنم،
چرا که آسمان سه نشانه از تو دارد:
بی انتهاست،
بی دریغ است
و چون یک دست مهربان همیشه بالای سرماست!
پس در این روز از توبرای عزیزانم
سلامتی. , نشاط , دلخوشی , و عاقبت بخیری و بر آورده شدن حاجات
 طلب میکنم.
سرچشمه حیات آدمى "دل" است!
هر آنچه را که از دل بگذرانیم دیر یا زود همان در زندگیمان رخ خواهد داد.
پس، به دل بیآموزیم که فقط نیکى ها را از خود بگذراند تا ما را به مراد 
و آرمانهاى والا برساند.
با مثبت اندیشى و نیک گرایى، مسیر رسیدن به آرمانها ساده 
میگردد، و"تقدیر" رخ میدهد ،
و "تقدیر" یعنى به بار نشستنِ نیک اندیشى و مثبت گرایى...!!! 

الهی : زیباترین انرژى هاى مثبت را نصیب دوستانم گردان تا تقدیرشان 
آنگونه که تو می پسندى مهیا شود...!!

صبح جمعه خوبی سرشار از عشق و امید 
پر از انرژی مثبت برایتان ارزومندم .

[ جمعه ۱۳٩٤/٥/٩ ] [ ۸:٠٧ ‎ب.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]

 

طوطی وار من

بی جستجو ایمان ما

از جنس عادت می شود

حتی عبادت بی عمل

وهم سعادت می شود

با عشق آنسوی خطر

جایی برای ترس نیست

در انتهای موعظه ...

دیگر مجال درس نیست

کافر اگر عاشق شود

 بی پرده مومن می شود

چیزی شبیه معجزه ...

با عشق ممکن می شود

مولانا

 

[ یکشنبه ۱۳٩٤/٥/٤ ] [ ۸:٤۸ ‎ق.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]

[ شنبه ۱۳٩٤/٤/٢٧ ] [ ٥:٤۸ ‎ق.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]

 
ﻣﯿﮕﻤﺎ؛
ﺣﺎﻻ ﺑﻌﺪ ﺍﯾﻦ ﺗﻮﺍﻓﻖ ﮔﺮﻭﻩ ۵+۱ ﭼﯽ ﻣﯿﺸﻪ؟ !
ﺍﺻﻼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺪﻭﻥ ﺗﺤﺮﯾﻢ ﭼﻪ ﺟﻮﺭﯾﻪ؟ !
ﮐﺴﯽ ﺑﻠﺪﻩ؟؟ !!!!
ﺁﺑﺮﻭﻣﻮﻥ ﻧﺮﻩ ﺑﺨﻨﺪﻥ ﺑﻬﻤﻮﻥ
.
.
ﻣﯿﮕﻦ ﺍﺯ ﻓﺮﺩﺍ ﺩﻳﮕﻪ ﺑﻨﺰﻳﻦ ﻣﻴﺸﻪ ﻟﻴﺘﺮﻯ ۵۰۰ ﺭﻳﺎﻝ، ﺍﻭﻧﻢ
ﻋﻤﺮﺍ ﺍﮔﻪ ﻇﺮﻳﻒ ﺑﺬﺍﺭﻩ ﺣﺴﺎﺏ ﮐﻨﯽ
.
.
ﺧﺒﺮ ﻓﻮﺭﯼ
ﺷﺮﮐﺖ ﺟﯽ ﺍﻝ ﺍﯾﮑﺲ ﮐﺸﻮﺭ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻟﯿﺴﺖ ﺗﺤﺮﯾﻢ
ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺧﺎﺭﺝ ﮐﺮﺩ !
ﺍﮐﻨﻮﻥ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽ ﻫﺎ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﮔﻮﺷﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ
ﺭﺍﺣﺖ ﺍﺯ ﺟﯿﺐ ﺩﺭﺁﻭﺭﻧﺪ
.
.
من الان توOrange county هستم . جوونای آمریکایی ریختن تو خیابون سر از پا نمیشناسن میگن اگه تحریما شکسته بشه گوشی GLX و پراید تو آمریکا نمایندگی میزنه. (teeth)
.
.
شانس نداریم که، حالا که داره رابطمون با آمریکا خوب میشه؛

اقتصادشون تعطیل میشه!
هیچی دیگه...!!!

از فردا باید خرج مردم مظلوم آمریکا رو هم بدیم! حالا ببین،

اى تُف به این شانس!
.
.
خداکنه تا شش سال دیگه زنده بمونیم بریم توی سال 1400
.
.
بعد هی بگیم شما یادتون نمیاد ما صده سیصدیا
.
.
لامصب خیلی فاز میده آدم حس آثار باستانی پیدا میکنه
دیشب بعد توافق رفتم خرید،کلی جنس خریدم گفتم چقدر میشه؟
فروشنده گفت دو ریال!
هیچی دیگه پول خرد نداشتم صد تومنی دادم،گفتم بقیه پول انعام!
بنده خدا فروشنده سکته کرد...
.
.
بیست میلیون جمع کرده بودم پراید بخرم حالا با این توافق اخیر موندم پورشه بخرم یا مازراتی

.
.
ﺍﻣﺮﻭﺯ ۱۰۰۰ﺩﺍﺩﻡ ﺑﻪ ﻧﻮﻧﻮﺍﯾﯽ ﻣﯿﮕﻢ ﯾﻪ ﺑﺮﺑﺮﯼ ﺑﺪﻩ ﻣﯿﮕﻪ :ﺍﻭﻣﺪﯼ ﻧﻮﻧﻮﺍﯾﯽ ﺭﻭ
ﺑﺨﺮﯼ ! ؟ مگه خبر نداری تحریمها را برداشتند

.
.
دمت گرم ظریف.............

.
.

توی کوچه ما دارن داد میزنن دمپایی کهنه بیار پراید ببر......
.
[ پنجشنبه ۱۳٩٤/٤/٢٥ ] [ ۱:٠٦ ‎ب.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]

ﺭﻭﺯﻫﺎﻱ پایانی ماه ﺭﻣﻀﺎﻥ ماه ﻣﻬﻤﺎﻧﻲ خداست...
ﭘﺲ ﺑﺎﺭاﻟﻬﺎ...
تنهاکوچه ای که بن بست نیست...
کوچه یاد توست...
مهربان خدای من...
هیچ انسانی در کوچه پس کوچه های زندگی ...
اسیر و گرفتار هیچ بن بستی نگردد.
آمین یا رب العالمین...

[ پنجشنبه ۱۳٩٤/٤/٢٥ ] [ ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]

 

یا رب، 

نماز صبحِ جهان برتر از علی ست؟!!

 

امروز را به خاطر مولا سحر نکن..

 


[ چهارشنبه ۱۳٩٤/٤/۱٧ ] [ ۳:٥۳ ‎ق.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]

 

[ چهارشنبه ۱۳٩٤/٤/۱٧ ] [ ۳:٠٠ ‎ق.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]

[ پنجشنبه ۱۳٩٤/٤/۱۱ ] [ ۸:٢۳ ‎ب.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]

گاه دلتنـــــــگ می شوم دلتنـگتر از تمام دلتنگـــــــــی ها

 

حسرت ها را می شمارم

 

و باختن ها

 

وصدای شکستن را

 

... نمیدانم من کدامین امید را ناامید کردم

 

وکدام خواهش را نشنیدم

 

وبه کدام دلتنگی خندیدم

 

که چنین دلتنگــــــــــــــــم

 

[ پنجشنبه ۱۳٩٤/٤/۱۱ ] [ ۸:٠۸ ‎ب.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]

 ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﺑﺰﻥ ﮐﻪ ....

ﺑﺎ ﺟﻐﺮﺍﻓﯿﺎﯼ ﮐﻠﻤﺎﺗﺖ ﺁﺷﻨﺎﺳﺖ

ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ......

ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻭﻗﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺷﺒﯿﻪ ﯾﮏ ﮐﻮﻩ ﯾﺨﯽ ﻣﯽﺷﻮﯼ

ﺁﻓﺘﺎﺑﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺁﺑﺖ ﮐﻨﺪ ...

ﺁﺭﺍﻡ ...

ﺁﺭﺍﻡ ....

ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺪ ﻭﻗﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺳﮑﻮﺕ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ ..

ﯾﻌﻨﯽ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯾﺖ ﺟﺎﯾﯽ ﮔﯿﺮ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ

ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻧﺎﮔﻔﺘﻪ ﺗﻮﺭﺍ ﺑﻔﻬﻤﺪ ...

 


[ یکشنبه ۱۳٩٤/٤/٧ ] [ ۱:٤٠ ‎ق.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]

 

یاد دارم در غروبی سرد سرد،

می گذشت از کوچه ما دوره گرد،

 

داد می زد: "کهنه قالی می خرم،

دست دوم، جنس عالی می خرم،

کوزه و ظرف سفالی می خرم،

گر نداری، شیشه خالی می خرم"،

اشک در چشمان بابا حلقه بست،

عاقبت آهی کشید، بغض اش شکست،

اول ماه است و نان در سفره نیست،

ای خدا شکرت، ولی این زندگی است؟!!!

 

سوختم، دیدم که بابا پیر بود،

بدتر از او، خواهرم دلگیر بود،

بوی نان تازه هوش اش برده بود،

اتفاقا مادرم هم، روزه بود،

صورت اش دیدم که لک برداشته،

دست خوش رنگ اش، ترک برداشته،

باز هم بانگ درشت پیرمرد،

پرده اندیشه ام را پاره کرد...،

"دوره گردم، کهنه قالی می خرم،

دست دوم، جنس عالی می خرم،

کوزه و ظرف سفالی می خرم،

گر نداری، شیشه خالی می خرم،

خواهرم بی روسری بیرون دوید،

گفت: "آقا، سفره خالی می خرید؟!!"


زنده یاد، قیصر امین پور

[ پنجشنبه ۱۳٩٤/٤/٤ ] [ ۳:٠٦ ‎ق.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]

تخم مرغ ..!

یک رنگ است ..!

اما ..!

وقتی شکستیش ..!

دو رنگ می شود ..!

پس انتظار نداشته باش ..!

آدمی را ..!

که شکستی ..!

با تو یک رنگ باشد.

 ﺍﻧﮕﺸﺘﻬﺎﯼ ﺩﺳﺘﻤﺎﻥ

ﯾﮑﯽ ﮐﻮﭼﮏ ، ﯾﮑﯽ ﺑﺰﺭﮒ

ﯾﮑﯽ ﺑﻠﻨﺪ ﻭ ﯾﮑﯽ ﮐﻮﺗﺎﻩ

ﯾﮑﯽ ﻗﻮﯼ ﻭ ﯾﮑﯽ ﺿﻌﯿﻒ

ﺍﻣﺎ ﻫﯿﭽﮑﺪﺍﻡ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺭﺍ ﻣﺴﺨﺮﻩ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ ...

ﻫﯿﭽﮑﺪﺍﻡ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺭﺍ ﻟﻪ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ

ﻭ ﻫﯿﭽﮑﺪﺍﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺗﻌﻈﯿﻢ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ

ﺁﻧﻬﺎ ﮐﻨﺎﺭ ﻫﻢ ﯾﮏ ﺩﺳﺖ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ ﻭ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ

ﮔﺎﻩ ﻣﺎ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﮐﺴﯽ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺑاشیم , ﻟﻬﺶ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﮐﺴﯽ پایین تر ﺑﻮﺩﯾﻢ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻣﯿﭙﺮﺳﺘﯿﻢ

ﺷﺎﯾﺪ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻫﻤﯿﻨﮑﻪ ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ،

ﻧﻪ ﮐﺴﯽ ﺑﻨﺪﻩ ﻣﺎﺳﺖ ,

ﻧﻪ ﮐﺴﯽ ﺧﺪﺍﯼ ﻣﺎ ،!

 ﺍﻧﮕﺸﺖ ها اینگونه ساخته شده اند. از ساختار انگشتانمان یاد بگیریم،ﺑﺎﻫﻢ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﻭ ﮐﻨﺎﺭ ﻫﻢ ،

ﺁﻧﮕﺎﻩ ﻟﺬﺕ ﯾﮏ ﺩﺳﺖ ﺑﻮﺩﻥ ﺭﺍ ﻣﯿﻔﻬﻤﯿﻢ.

 

[ سه‌شنبه ۱۳٩٤/٤/٢ ] [ ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

تو را دوست میدارم اما بندی نیستم بر پاهایت عشق من به تو بال ست برای پریدنت آرزوی من اوج گرفتن در آسمان رویای توست دل زمینیم همیشه بودنت را می خواهد دل آسمانیم پروازت را طلب میکند گرچه می فشارد دلتنگی قلبم را در چنگ اما عشق حریف فاصله هاست و من تو را خویش را رها می خواهم رها.....
صفحات دیگر
امکانات وب