باخیش
ایل گئچدی،باهاراولدو،خبریوخ گولوموزدن.. 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

 اگر خدا دعاهای شما را مستجاب کند 

ایمانتان  را افزایش داده و

اگر با تاخیر مستجاب کند

صبرتان را زیاد کرده و

اگر مستجاب نکند

چیزی بهتر برایتان  در نظر دارد.


 

[ پنجشنبه ۱۳٩۳/٩/٢٠ ] [ ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]

قلب‌های‌ کوچک‌تر از غصه

وقتی که قلب‌هایمان‌ کوچک‌تر از غصه‌هایمان‌ میشود،

وقتی نمیتوانیم‌ اشک هایمان ‌را پشت‌ پلک‌هایمان‌ مخفی کنیم‌

و بغض هایمان ‌پشت‌ سر هم‌ میشکند ...

وقتی احساس‌ میکنیم

بدبختیها بیشتر از سهم‌مان‌ است

و رنج‌ها بیشتر از صبرمان ...

وقتی امیدها ته‌ میکشد

و انتظارها به‌ سر نمیرسد ...

وقتی طاقتمان تمام‌ میشود

و تحمل مان‌ هیچ ...

آن‌ وقت‌ است‌ که‌ مطمئنیم‌ به‌ تو احتیاج‌ داریم

و مطمئنیم‌ که‌ تو

فقط‌ تویی که‌ کمکمان‌ میکنی ...

آن‌ وقت‌ است‌ که‌ تو را صدا میکنیم

و تو را میخوانیم ...

آن‌ وقت‌ است‌ که‌ تو را آه‌ میکشیم

تو را گریه ‌میکنیم ...

و تو را نفس میکشیم ...

وقتی تو جواب ‌میدهی،

دانه ‌دانه‌ اشکهایمان ‌را پاک‌ میکنی ...

و یکی یکی غصه‌ها را از دلمان ‌برمیداری ...

گره‌ تک‌تک‌ بغض‌هایمان‌ را باز میکنی

و دل شکسته‌مان‌ را بند میزنی ...

سنگینی ها را برمیداری

و جایش‌ سبکی میگذاری و راحتی ...

بیشتر از تلاشمان‌ خوشبختی میدهی

و بیشتر از حجم لب‌هایمان، لبخند ...

خواب‌هایمان‌ را تعبیر میکنی،

و دعاهایمان‌ را مستجاب ...

آرزوهایمان‌ را برآورده می کنی ؛

قهرها را آشتی میدهی

و سخت‌ها را آسان

تلخ‌ها را شیرین میکنی

و دردها را درمان

ناامیدی ها، همه امید میشوند

و سیاهی‌ها سفید سفید ...

[ چهارشنبه ۱۳٩۳/٩/۱٩ ] [ ٢:٥٧ ‎ب.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]

 

[ سه‌شنبه ۱۳٩۳/٩/۱۸ ] [ ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]
[ دوشنبه ۱۳٩۳/٩/۱٧ ] [ ٥:٤٦ ‎ب.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]

 

جمله های زیر از کتاب زیبا و ساده‌ای به نام

 “خدا را شکر” 


 انتخاب شده که در عین سادگی بسایر پرمعنی و زیبا هستند. حتما همه‌گی در طول زندگی به مواردی مشابه این نوشته‌ها بر میخوریم. مواردی که اول احساس می‌کنیم مشکل یا دردسر هستند؛ اما با کمی تامل و تفکر، خوشبختی ساده‌ای را به یادمان می‌آورند.

......

خدا را شکر که تمام شب صدای خر خر شوهرم را می شنوم, این یعنی او زنده و سالم در کنار من خوابیده است.

خدا را شکر که دختر نوجوانم همیشه از شستن ظرفها شاکی است, این یعنی او در خانه است و در خیابان ها پرسه نمی زند.

خدا را شکر که مالیات می پردازم, این یعنی شغل و درآمدی دارم.

خدا را شکر که باید ریخت و پاش های بعد از میهمانی را جمع کنم, این یعنی در میان دوستانم بوده ام.

خدا را شکر که لباسهایم کمی برایم تنگ شده اند, این یعنی غذایی برای خوردن دارم.

خدا را شکر که در پایان روز از خستگی از پا می افتم, این یعنی توان سخت کار کردن را دارم.

خدا را شکر که باید زمین را بشویم و پنجره ها را تمیز کنم, این یعنی خانه ای دارم.

خدا را شکر که در جایی دور جای پارک پیدا کردم, این یعنی هم توان راه رفتن دارم و هم اتومبیلی برای سوار شدن.

خدا را شکر که سر و صدای همسایه ها را می شنوم, این یعنی می توانم بشنوم.

خدا را شکر که اینهمه شستنی و اتوکردنی دارم, این یعنی من لباسی برای پوشیدن دارم.

خدا را شکر که هر روز باید با زنگ ساعت بیدار شوم, این یعنی من هنوز زنده ام.

خدا را شکر که گاهی اوقات بیمار می شوم, این به یادم می آورد که اغلب اوقات سالمم.

خدا را شکر که خرید هدایای سال نو جیبم را خالی می کند, این یعنی عزیزانی دارم که می توانم برایشان هدیه بخرم.


[ یکشنبه ۱۳٩۳/٩/۱٦ ] [ ٩:٠٠ ‎ب.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]

3 زن انگلیسی ، فرانسوی وایرانی  با هم قرار میزارن که اعتصاب کنن و دیگه تو خونه کار نکنن ، و بعد از یک هفته نتیجه کارو بهم بگن.
 زن فرانسوی گفت:
 به شوهرم گفتم که من دیگه خسته شدم بنا براین نه نظافت منزل ، نه آشپزی ، نه اوتو و خلاصه از اینجور کارا دیگه بریدم . خودت یه فکری بکن من که دیگه نیستم یعنی بریدم.
 روز بعد چیزی ندیدم ، روز بعدش هم همینطور .
 روز سوم اوضاع عوض شد ، شوهرم صبحانه را درست کرده بود و اورد تو رختحواب من هم هنوز خواب بودم ، وقتی بیدار شدم رفته بود .
 زن انگلیسی گفت:
 من هم مثل فرانسوی همونا را گفتم و رفتم کنار.
 روز اول و دوم چیزی ندیدم ولی روز سوم دیدم شوهرم
 لیست خریدو کاملا تهیه کرده بود ، خونه رو تمیز کرد و گفت کاری نداری عزیزم منو بوسید و رفت.
 زن ایرانیه هم گفت :
 من هم عین شما همونا رو به شوهرم گفتم
 روز اول چیزی ندیدم
 روز دوم چیزی ندیدم
روز سوم چیزی ندیدم
 شکر خدا روز چهارم یه کمی تونستم با چشم چپم ببینم

[ شنبه ۱۳٩۳/٩/۱٥ ] [ ۳:٤٥ ‎ب.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]


روزی دوستی از ملانصرالدین پرسید : ملا ، آیا تا بحال به فکر ازدواج افتادی ؟
ملا در جوابش گفت : بله ، زمانی که جوان بودم به فکر ازدواج افتادم
دوستش دوباره پرسید : خب ، چی شد ؟
ملا جواب داد : بر خرم سوار شده و به هند سفر کردم ، در آنجا با دختری آشنا شدم
که بسیار زیبا بود ولی من او را نخواستم ، چون از مغز خالی بود
به شیراز رفتم : دختری دیدم بسیار تیزهوش و دانا ، ولی من او را هم نخواستم ،
چون زیبا نبود
ولی آخر به بغداد رفتم و با دختری آشنا شدم که هم بسیار زیبا و همینکه ، خیلی
دانا و خردمند و تیزهوش بود . ولی با او هم ازدواج نکردم
دوستش کنجاوانه پرسید : چرا ؟
ملا گفت : برای اینکه او خودش هم به دنبال چیزی میگشت ، که من میگشتم

[ شنبه ۱۳٩۳/٩/۱٥ ] [ ۳:٢۳ ‎ب.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]

 

خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست

 

 خدا کند که نیاید * دمی که بی تو بر آید * دمی که بی تو بر آید * خدا کند که نیاید

[ جمعه ۱۳٩۳/٩/۱٤ ] [ ۸:۳۳ ‎ق.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]

[ دوشنبه ۱۳٩۳/٩/۱٠ ] [ ٩:٢٥ ‎ب.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]

 

فکر کنم ما دهه ۶۰ی‌ها رو از روی زمین حذف کنی، تمام مشکلات دنیا حل بشه…!

جنگ و کنکور و تورم و مجردی و بیکاری کم بود

.

.

حالا وظیفه افزایش جمعیت هم افتاد گردن ما !!

 

 

 

عزیزم دکتر بهم گفت واسه اینکه حالم خوب بشه باید بریم به سفر خارج به یه ساحل آفتابی .

حالا منو کجا میبری ؟

مرد : یه دکتر دیگه

 

 

 

 

تو حموم بودم …… مادرم اومده در زده میگه : فرزاد فرزین میشناسی؟

گفتم : آره چطور مگه؟ .

.

مامانمم گفت :

دختر همسایه بالایی اومده میگه : از علی عبدالمالکی نخون من دوس ندارم .. از فرزاد فرزین بخون

 

تو عروسی یکی از فامیلا دلار میریختن

رو سر عروس و داماد!

حمله به دلارا سی مجروح به جا گذاشت!

فرداش همه رفتیم صرافی

یارو گفت دلارا تقلبیه!

آگهی استخدام!

پس از رای نیاوردن چهار وزیر پیشنهادی وزارت علوم،

دکتر میلی منفرد، دکتر فرجی دانا، دکتر نیلی احمدآبادی و دکتر دانش آشتیانی،

دولت آگهی استخدام زیر را منتشر کرد:

به یک نفر بیسواد،

بی تجربه و عدم تشخیص کافی که در سال ۸۸،

کر و لال بوده

و همچنین کاری به بورسیه آقازاده ها نداشته باشد،

برای وزارت علوم نیازمندیم.

مدارک مورد نیاز:

کپی مدرک فوق دیپلم (ترجیحا تقلبی و از دانشگاه های ارمنستان)،

عکس پرسنلی ۶ در ۴ با دکتر احمدی نژاد،

تعهدنامه مبنی بر عدم دخالت در انتخاب روسای دانشگاههای کشور!

 

[ شنبه ۱۳٩۳/٩/۸ ] [ ٥:٠٢ ‎ب.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]

پادشاهی نجاری را محکوم به مرگ کرد

وقتی او باخبرشد آن شب نتوانست بخوابد.

همسرش گفت :ای نجار"مانند هرشب بخواب.پروردگارت یگانه است و درهای گشایش  بسیار"

کلام همسرش آرامشی بردلش ایجاد کردوچشمانش سنگین شد وخوابیدبیدارنشد

تاوقتی که صدای درتوسط سربازان را شنید.

چهره اش دگرگون شد و با ناامیدی، پشیمانی وافسوس به همسرش نگاه کردکه دریغاباورت کردم "بادست لرزان در را باز کرد ودستانش ر جلوبرد تا سربازان زنجیر کند دو سرباز باتعجب گفتند:پادشاه مرده و از تو میخواهیم تابوتی برایش بسازی .چهره نجاربرقی زدونگاهی ازروی عذرخواهی به همسرش انداخت همسرش لبخندی زد گفت ای نجار ."مانندهرشب آرام بخواب...زیرا پروردگار یکتا هست و درهای (گشایش )بسیارند "فکر زیادی بنده را خسته می کنددرحالی که خداوند تبارک وتعالی مالک وتدبیر کننده کارهاست کسی که به جایگاهش افتخار می کند ، فرعون را به یاد بیاورد..وکسی که به مالش افتخار می کند،قارون رایاد بیاورد.وکسی که به نسبش افتخار میکند ، ابا لهب را به یاد بیاورد.عزت وسربلندی فقط متعلق به خداوند سبحان است !اگر از راز( نهفته در)سرنوشت آگاهی داشتیم تمام بدبختیها و مصیبت ها برایمان آسان می شد

[ شنبه ۱۳٩۳/٩/۸ ] [ ٤:٤۸ ‎ب.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]

 

درونم آتشی برپاست؛

به گمانم رویای قشنگم میسوزد؛

کاش خاکسترش بماندو بادش نبرد؛

نمی خواهم فراموش شود...


[ سه‌شنبه ۱۳٩۳/٩/٤ ] [ ٧:٤٤ ‎ب.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]

[ جمعه ۱۳٩۳/۸/۳٠ ] [ ۸:۱٠ ‎ب.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]



قبلنا تو مهمونی ها همه به شکل
(O) میشستند و باهم حرف میزدند.


یکم که گذشت تلویزیون اومد تو خونه ها همه تو مهمونی ها به شکل (ن) مینشستند. تلویزیون جلو و بقیه روبروش!


اما الان هاهمه تو مهمونی ها اینجوری مینشینند
: : : : : : : : : : . .

هر کسی با گوشی خودش ( : ) !!

اگه گفتی اون دو نقطه تنها آخر کیه هستند!!

پدربزرگ و مادر بزرگ هستند که گوشی ندارند اگه هم دارند اینترنت و وایبر و لاین ندارند!

همونها که قبلا برای جمع های مهمونی خاطره تعریف میکردند و الان متعجبانه به دیگران نگاه میکنن!!

همونها که کم کم از بین ما میرند و ما یادمون میره یه زمانی پیش ما بودند.

به احترام بزرگترها در مجالس و مهمونی هاگوشی هامون رو از جیبهامون درنیاریم...

[ جمعه ۱۳٩۳/۸/۳٠ ] [ ٦:٥٩ ‎ب.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]

 

۱۱۷۵سال است که مردی منتظر

313 مرد است؛


« چقدر مرد شدن زمان میبرد »!!!

 

السلام علیک یا أباصالح المهدی «عج» ادرکنی

[ پنجشنبه ۱۳٩۳/۸/٢٩ ] [ ٩:٤٠ ‎ب.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

تو را دوست میدارم اما بندی نیستم بر پاهایت عشق من به تو بال ست برای پریدنت آرزوی من اوج گرفتن در آسمان رویای توست دل زمینیم همیشه بودنت را می خواهد دل آسمانیم پروازت را طلب میکند گرچه می فشارد دلتنگی قلبم را در چنگ اما عشق حریف فاصله هاست و من تو را خویش را رها می خواهم رها.....
صفحات دیگر
امکانات وب