باخیش
ایل گئچدی،باهاراولدو،خبریوخ گولوموزدن.. 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

  

ای در دلِ من میل و تمنّا همه تو

واندر سرِ من مایه‌یِ سودا همه تو


هر چند به روزگار در می‌نگرم

امروز همه تویی و فردا همه تو

امَّن یُجیبُ المُضطَرَّ إذا دَعاه وَ یَکشِفُ السُّوء

 

سلام دوستان عزیزم ؛که همیشه همراه من در غم وشادی  هایم بوده وهستید.
این روزها روزهای خاص و متعلق به سرور وسالار شهیدان کربلاست وقداستی خاص دارد


دوست بزرگواری دارم که گرفتار بیماری گردیده  و این روزها حالشان زیاد خوب نیست.

شنیده ام که؛

"دعا قضا را برمیگرداند، حتی اگر آن قضا محکم شده باشد." 

من در درگاه حضرت حق روسیاه تر از آنم که خدا دعایم را برآورده کند

 اما میدانم شما نورآسمانی ها قلب های پاکی دارید که حتما خدا صدایتان را می شنود

کاری از دستم بر نمی آید جز این که بخواهم و تمنا کنم از شما که برای دوست بزرگوارم حمد شفایی بخوانید و در ایام سوگواری سالار شهیدان کربلا سبدی از دعایتان را مهمانم کنید باشد که به حق مادرمان زهرای مرضیه سلام الله علیها زودتر خبر صحت و بهتر شدن حالشان را بشنوم.

از همتون می خواهم در این شبهای عزیز هر وقت دلتون شکست  برای این دوست و همه بیماران دعا کنیم

 

در حلقه ی دعا و نیایش تان فراموشم نکنید.

اللهم اشف کل مریض...

[ پنجشنبه ۱۳٩۳/۸/۸ ] [ ۳:٥٢ ‎ب.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]

بزرگترین

اشتباه ما آدما  در رابطه هامون اینه که ؛

نصفه می شنویم؛

یک چهارم می فهمیم ؛

هیچی فکر نمی کنیم  ؛

دوبرابر واکنش نشون می دهیم...


[ چهارشنبه ۱۳٩۳/۸/٧ ] [ ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]

در این خزان قدم میزنم

در حیاطی کوچک به برگهای زیر پایم

که زیباترین روزهای زندگیم است

نگاه میکنم

و من کاری جز نظاره نمیتوانم بکنم

برگریزان بیشتر میشود و من خدا را میخوانم

خدایا،خدایا این زیباترین روزهای زندگی(جوانی)

را به کجا میبری

به سوی آسمان مینگرم

"من فقط باران میخواهم"

تا دوباره جوانه بزنم

[ سه‌شنبه ۱۳٩۳/۸/٦ ] [ ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]

 

هان که محرم رسید!‏

                      پنجره را باز کن!

                           می رسد از راه دور

                                   بوی نسیم حسیــن...

 

[ یکشنبه ۱۳٩۳/۸/٤ ] [ ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]

 

گویند “می” نمی شود از راه گوش خورد

من “یا حسین” می شنوم مست می شوم . . .

 .

.

.

السلام علیک یا أباعبدالله الحسین

«علیه السلام»

 


[ شنبه ۱۳٩۳/۸/۳ ] [ ٥:٠٥ ‎ب.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]

خاک ایران یکسر از دکتر پر است
هرکه دکتر نیست نانش آجر است
ملک ایران سرزمین دکتران
این‌قدر دکتر نباشد در جهان
شهر دکتر، کوچه دکتر، باغ دک
کبک دکتر، فنچ دکتر، زاغ دک
عابران هر خیابان دکترند
دانه‌های برف و باران دکترند


هم وزیران هم مدیران دکترند
بیشتر از نصف ایران دکترند
هرکه پستی دارد اینجا دکتر است
دیپلم ردی‌ست، اما دکتر است
هرکه شد محبوب از ما بهتران
هرکه شد منصوب بالا دکتر است
هرکه رد شد از در دانشکده
یا گرفته دکتری، یا دکتر است
شعر نو مدیون دکترها بوَد
تو ندانستی که نیما دکتر است؟
شاعر تیتراژهامان دکتر است
مجری اخبار سیما دکتر است
آن‌که مثل آفتاب نیمه‌شب
سر زد از صندوق آرا دکتر است
شاد باش ای دکتر آرای ما
دکترای جمله دانش‌های ما
ای تو افلاطون و جالینوس ما
دکترایت نخوت و ناموس ما
در جهانی که پر است از نابغه
دکتری چندان ندارد سابقه
بی‌سبب افسرده‌ای، غم می‌خوری
سرزمین ماست مهد دکتری
خط‌مان وقتی شبیه میخ بود
ای‌بسا دکتر در آن تاریخ بود
این‌همه آدم که در عالم نبود
آدمی کم بود و دکتر کم نبود
من نگویم، شاعران فرموده‌اند
رخش و رستم هردو دکتر بوده‌اند
گرچه باشد قصه‌ها پشت سرش
دکتری دارند ملا و خرش
شاعران از رودکی تا عنصری
بی‌گمان دارند هریک دکتری
شعله‌های عشق چون گر می‌گرفت
آتشی در خیل دکتر می‌گرفت
عشق با دکتر نظامی قصه‌گو
عشق با دکتر سنایی رازجو
عارف شوریده دکتر مولوی
نام پایان‌نامه او مثنوی
حافظ و سعدی و خواجو دکترند
سروقدان لب جو دکترند
وحشی و اهلی و صائب دکترند
تاجر و دهقان و کاسب دکترند
عالمان را خود حدیثی دیگر است
حجت‌الاسلام دکتر بهتر است
بحث‌های جعل مدرک نان‌بری‌ست
بهترین سرگرمی ما دکتری‌ست
عده‌ای مشغول دکترسازی‌اند
عده‌ای سرگرم دکتر‌بازی‌اند

اسماعیل امینی


دکترای عزیز نگران نباشین!!!

مهندسین عزیز منتظرم باشین..نیشخند

[ جمعه ۱۳٩۳/۸/٢ ] [ ٢:٢۳ ‎ب.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]

 

ما اول شخص جمع نیست …

از من اگر می پرسی ،

تو اول شخص همه ی جمع های دنیایی !

 

السلام علیک یا أباصالح المهدی «عج» ادرکنی

 

[ پنجشنبه ۱۳٩۳/۸/۱ ] [ ۸:٤٤ ‎ب.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]


"بنام لایک زننده ی مومنین و بلاک کننده ظالمین"


ما بهمراه دوستمان عضو فیس بوک میباشیم
فیس بوک جای خوبی است اما بیشتر
اعضایش باهم فامیل هستند و از نام خانوادگیشان میشود فهمید،مثل ایرانی یا پرشین یا پارسی
اکثرا ًهم شبیه هم هستند طوریکه ما اوائل فکر میکردیم دوقلو باشند
وقتی وارد فیس بوک شدیم تازه فهمیدیم که اسم این اقدس چپول دختر همسایه مان پرمیس بوده و چقدر هم خوشگل بوده و ما نمیدانستیم،یک عالمه دوست پسر دارد که مدام برایش عکس میفرستند
تا کلاس دوم راهنمایی بیشتر درس نخوانده بود اما یک شعرهایی میگذارد در والش که ما معنیش را نفهمیدیم
از دختر عمویمان پرسیدیم،گفت:جز جگر گرفته کپی پیست میکند ایکبیری…

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه ۱۳٩۳/٧/۳٠ ] [ ٤:۳٦ ‎ب.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]

 

روزی حکیمی با ملانصرالدین قراری داشت تا با هم به مناظره بنشینند. زمانی که حکیم به منزل ملا رسید ، او را در خانه نیافت و بسیار خشمگین شد. تکه گچی برداشت و بر در خانه ملا نوشت : « نادان ِ ابله !» ملانصرالدین به خانه آمد و این نوشته را دید و با شتاب به منزل حکیم رفت و به او گفت : « قرارمان را فراموش کرده بودم ، مرا ببخشید. تا به منزل آمدم و اسم شما را بر در منزل مشاهده کردم ، به یاد قرارمان افتادم ! »

یه کم درباره این مسئله فکر کنید:

 انسان احتمالاً دارای صفت هایی میباشد که به شدت از آنها منزجر هست. صفت هایی که به محض شنیدنشان احساسات خاصی درون مان  شعله ور میگردد. صفتهایی که در مواقع گوناگون به دیگران نسبت میدهیم ،مثل نادان ابلهی که حکیم به ملا نصرالدین نسبت داد، در حالی که میتونست برداشت های مختلفی از نبود ملانصرالدین در خانه بکنه (مثلاً اینکه مشکلی شاید برای او پیش اومده)، تنها چیزی که به ذهنش اومد این صفتها بود.

خیلی جالبه الآن که نگاه میکنم یه چیزی هست که به شدت در موردش به دوستم تذکر میدم، و منصفانه که نگاه میکنم خودم کاملاً اون صفت رو دارم. چون نمیخوایم قبول کنیم که اون صفتها رو داریم، نیاز داریم شخصی وجود داشته باشه تا صفتها رو بهش بچسبونیم.و این یعنی فرافکنی...

موجودات جالبی هستیم مانیشخند


[ دوشنبه ۱۳٩۳/٧/٢۸ ] [ ٩:۱٥ ‎ب.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]


حکایت رفتن به عروسی بدون کارت دعوت...

 ﻃﺮﻑ ﺑﯽ ﺩﻋﻮﺕ ﻣﯿﺮﻩ ﻋﺮﻭﺳﯽ !!؟؟؟

ﻣﯿﺒﯿﻨﻪ ﺟﻠﻮﺵ ﺩﻭﺗﺎ ﺩﺭ ﻫﺴﺖ
ﺭﻭﯼ ﯾﮑﯿﺶ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻣﻬﻤﺎﻧﺎ ﺑﺎ ﮐﺎﺭﺕ ﻭ ﺭﻭﯼ ﯾﮑﯽ ﻧﻮﺷﺘﻪ
ﻣﻬﻤﺎﻧﺎﻥ ﺑﺪﻭﻥ ﮐﺎﺭﺕ
ﭼﻮﻥ ﮐﺎﺭﺕ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺍﺯ ﺩﺭ ﺩﻭﻡ ﻣﯿﺮﻩ ﺗﻮ
ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﺩﻭ ﺩﺭ ﻣﯿﺮﺳﻪ.
ﺭﻭﯼ ﯾﮑﯽ ﻧﻮﺷﺘﻪ :ﻣﻬﻤﺎﻧﺎﻥ ﺑﺎ ﻫﺪﯾﻪ ﻭ

ﺭﻭﯼ ﯾﮑﯽ ﻧﻮﺷﺘﻪ:ﻣﻬﻤﺎﻧﺎﻥ ﺑﺪﻭﻥ ﻫﺪﯾﻪ،
ﭼﻮﻥ ﮐﺎﺩﻭ ﻧﺪﺍﺷﺘه ﺍﺯ ﺩﺭ ﺩﻭﻡ ﻭﺍﺭﺩ ﻣﯿﺸﻪ،
ﮐﻪ ﻣﯿﺒﯿﻨﻪ!!!!

ﺑﺮﮔﺸﺘﻪ ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﺍﺻﻠﯽنیشخند

 

[ یکشنبه ۱۳٩۳/٧/٢٧ ] [ ۸:۱٩ ‎ب.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]

 

 

باتما ای، آی، بوردا بیر عاشیق پریشاندیر هله

گلمه ای آیدین سحر یار بیزده مهماندیر هله


ادامه مطلب
[ شنبه ۱۳٩۳/٧/٢٦ ] [ ٩:٤٠ ‎ب.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]

 

بدون شرح...

 

 

 

 

 

[ جمعه ۱۳٩۳/٧/٢٥ ] [ ٩:۳٠ ‎ب.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]

 

خوشبختی داشتن کسی ست

که بیشترازخود ، تو را بخواهد

و بیشتر از تو … هیچ نخواهد...

 

[ جمعه ۱۳٩۳/٧/٢٥ ] [ ٧:٥٥ ‎ب.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]

 

مرا هزار امید است و هر هزار تویی

شروع شادی و پایان انتظار تویی

 

 

  


ادامه مطلب
[ پنجشنبه ۱۳٩۳/٧/٢٤ ] [ ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]

 

ﻣﻌﻨﺎﯼ ﻋﺸﻖ

ﺍﺳﻢ ﮐﺴﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭﺍﻭﺝ ﺧﺴﺘﮕﯽ ﺍﺯ

ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺁﻭﺭﺩﻧﺶ

ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻧﯽ….

[ پنجشنبه ۱۳٩۳/٧/٢٤ ] [ ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

تو را دوست میدارم اما بندی نیستم بر پاهایت عشق من به تو بال ست برای پریدنت آرزوی من اوج گرفتن در آسمان رویای توست دل زمینیم همیشه بودنت را می خواهد دل آسمانیم پروازت را طلب میکند گرچه می فشارد دلتنگی قلبم را در چنگ اما عشق حریف فاصله هاست و من تو را خویش را رها می خواهم رها.....
صفحات دیگر
امکانات وب