باخیش
ایل گئچدی،باهاراولدو،خبریوخ گولوموزدن.. 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

مسئولین اعلام کردن فعلا شیر پرچرب نخرید توش روغن نباتی پیدا شده،

فعلا روغن نباتى نخرید توش آب پیدا شده،

آب نیاشامید توش آهک هست،

آهک براى ساخت و ساز استفاده نکنید توش آرد ریختن،

نان ! نان نخورید توش گچ هست براى سلامتى ضرر داره،

گچ نخرید آخه توش نمک هست ساختمون هاتون خراب میشه!

نمک مصرف نکنید اصلا! توش وایتکس هست براى اینکه سفیدتر بشه،

وایتکس فعلا اصلا استفاده نکنید فایده نداره توش شیر ریختند آخه،

شیر هم که از همون اول اخطارشو دادیم.

از ما گفتن بود…

پس چکار کنیم؟

یک سفر با هواپیمای ملی برین آب و هوایی عوض کنین.

..

..

..

مرگ دست خداست، شیر و پنیر و روغن و پراید و هواپیما و ….. فقط وسیله اند 

[ جمعه ۱۳٩۳/٥/۳۱ ] [ ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]

 

پاشو ای مست که دنیا همه دیوانه تست

همه آفاق پر از نعره مستانه تست

در دکان همه باده فروشان تخته است

آن که باز است همیشه در میخانه تست

ای کلید در گنجینه اسرار ازل

عقل دیوانه گنجی که به ویرانه تست

شمع من دور تو گردم به کاخ شب وصل

هر که توفیق پری یافته پروانه تست

همه غواص ادب بودم و هر جا صدفیست

همه بازش دهن از حیرت دردانه تست

زهره گو تا دم صبح ابد افسون بدمد

چشمک نرگس مخمور به افسانه تست

ای گدای سرخوانت همه شاهان جهان

شهریار آمده دربان در خانه تست

[ چهارشنبه ۱۳٩۳/٥/٢٩ ] [ ٤:٠٩ ‎ب.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]

 

چگونه فلش مموری ویروسی را پاک کنیم ؟

 

این روزها اگر اغراق نباشد می‌توان گفت که همراه هر فرد حداقل یک فلش مموری هم هست؛ حافظه‌هایی که البته خیلی سریع هم ویروسی می‌شوند.

به گزارش خبرنگار ارتباطات و فن‌آوری اطلاعات خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، اتصال یک فلش مموری آلوده برروی رایانه، تبلت، انواع LCDها، لپ‌تاپ و یا حتی ضبط خودروی سواری شما می‌تواند در زمانی کوتاه سیستم‌تان را با مشکلات متعدد و گاه جدی مواجه کند. به همین دلیل آشنایی با شیوه های پاکسازی فلش از ویروس‌ها می تواند اهمیت بسیار داشته باشد.

گاهی با قرار دادن فلش مموری در داخل کامپیوتر و با کلیک کردن برروی آیکون آن در داخل Mycomputer با پیغام‌هایی مثل Access Denied و یا Open With مواجه می شوید. در چنین مواردی اگر هسته اصلی این ویروس برروی کامپیوتر شما نباشد به راحتی می توانید این ویروس را از روی فلش مموری خود پاک کنید. برای این کار لازم است مراحل زیر را دنبال کنید.

- MyComputer را باز می کنیم.

- به منوی Tools رفته و Folder Options را انتخاب می کنیم.

- به تب View رفته و Show Hidden Files and Folders را تیک می‌زنیم و تیک Hide protected operating file system را برمی‌داریم.

- برروی منوی start کلیک سمت راست کرده و Explorer را انتخاب می کنیم. در پنجره Explorer قسمت سمت چپ آن فلش مموری را انتخاب می کنیم.

- فایلهای Autorun وRecycler را که به صورت پنهان هستند را از سمت راست داخل فلش پاک می کنیم.

[ یکشنبه ۱۳٩۳/٥/٢٦ ] [ ٢:٥٥ ‎ب.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]

 

این دانشمندان چطوری به این نتیجه رسیدن که ورزش طول 

عمرو زیاد میکنه ؟؟!!خرگوش که همش جنب و جوش داره حدود

2 سال عمر میکنه و لاک پشت که ورزش نمیکنه 400سال

عمر میکنه!!!!!:ا

گول نخوریدها......به استراحتتون ادامه بدید

 نیشخندنیشخندنیشخندنیشخندنیشخند

 داشتم با ژاپنیه چت میکردم

بهش گفتم سرعت اینترنت شما چجوریه؟؟گفت تا مای کامپیوتر بیاد بالا

چندتا فیلم دانلود میکنیم ،مال شما چی ؟

منم گفتم :ما هم تا گوگل بیاد بالا چندتا فیلم میبینیم حوصلمون سر

نره!!!

 نیشخندنیشخندنیشخندنیشخندنیشخند

عمه:

 

زندگی ات را بر مبنایی قرار بده که تاوانش را من ندهم !

.

.

.

امضا:عمه

نیشخندنیشخندنیشخندنیشخندنیشخند

شعری از حمید طالب زاده در جواب به شعر همه چی ارومه .......

 

همه چی داغونه

تو به چی دل بستی

بزن از بدبختی

تو سرت چار دستی

همه چی داغونه

کار و بار خوابیده

شکم بیچارم

به کمر چسبیده

همه چی داغونه

من چقد بی حالم

دارم از بی پولی

صب تا شب مینالم

با پول گاز و برق

یا اجاره خونه

من چقد بدبختم

همه چی داغونه

همه جا مثل خر

توی گل میمونم 

پول گاز و بنزین 

شده پول خونم

نگو این هردمبیل

تا ابد پابرجاست

حالا که بدبختی تو نگاهم پیداست .....

 نیشخندنیشخندنیشخندنیشخندنیشخند

مرد باس خشن باشه دستشو بکوبه رومیز و دادبزنه 

 

                                        . 

                                        .

 

                        امشب من ظرفارو میشورم !!!!از خود راضی

 نیشخندنیشخندنیشخندنیشخندنیشخند

تو تاکسی بودم هرکی پیاده میشد درو محکم میبست

رانندم هی فحش  میداد :الاغ بیشعور.....!

 تا پیاده شدم داشتم خیلی اروم درو میبستم دیدم راننده بربر داره منو نگاه میکنه !

هول شدم گفتم چیه الاغ باشعور ندیدی ؟!!

نیشخندنیشخندنیشخندنیشخندنیشخند 

 

  گاهی کسی را دوست داریم اما او نمیفهمد

   گاهی کسی مارو دوست دارد و ما نمیفهمیم

!!  خلاصه یه مشت نفهم دور هم جمع شدیم و تشکیل اجتماع دادیم...  

نیشخندنیشخندنیشخندنیشخندنیشخند

  

[ پنجشنبه ۱۳٩۳/٥/٢۳ ] [ ۳:٤۱ ‎ب.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]

آه که امروز دلم را چه شد ؟ 

شد زغمت خانه ی سودا دلم
درطلبت رفت به هر جا دلم

درطلب زهره رخ ماه رو
می نگرد جانب بالا دلم

فرش غمش گشتم و آخر ز بخت
رفت براین سقف مصفا دلم

آه که امروز دلم را چه شد
دوش چه گفته است کسی با دلم

درطلب گوهر گویای عشق
موج زند موج چو دریا دلم

روز شد و چادر شب می درد
در پی آن عیش و تمنا دلم

از دل تو در دل من نکته هاست
وه چه ره است از دل تو تا دلم

گرنکنی بر دل من رحمتی
وای دلم وای دلم وا دلم

ای تبریز! از هوس شمس دین
چند رود سوی ثریا دلم

مولانا 

[ چهارشنبه ۱۳٩۳/٥/٢٢ ] [ ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]

فرق مدیران ایران و اروپا

اروپا: موفقیت مدیر بر اساس پیشرفت مجموعه تحت مدیریتش سنجیده میشود

ایران: موفقیت مدیر سنجیده نمیشود، خود مدیر بودن نشانه موفقیت است

.

اروپا: مدیران بعضی وقتها استعفا میدهند

ایران: عشق به خدمت مانع از استعفا میشود

.

اروپا: افراد از مشاغل پایین شروع میکنند و به تدریج ممکن است مدیر شوند

ایران: افراد مادرزادی مدیر هستند و اولین شغلشان در بیست سالگی مدیریت بزرگترین های کشور است

.

اروپا: برای یک پست مدیریت، دنبال مدیر میگردند

ایران: برای یک فرد، دنبال پست مدیریت میگردند و در صورت لزوم این پست ساخته میشود

.

اروپا: یک کارمند ساده ممکن است سه سال بعد مدیر شود

ایران: یک کارمند ساده، سه سال بعد همان کارمند ساده است، در حالیکه مدیرش سه بار عوض شده

.

اروپا: اگر بخواهند از دانش و تجربه کسی حداکثر استفاده را بکنند، او را مشاور مدیریت میکنند

ایران: اگر بخواهند از کسی هیچ استفاده ای نکنند، او را مشاور مدیریت میکنند

.

اروپا: اگر کسی از کار برکنار شود، عذرخواهی میکند و حتی ممکن است محاکمه شود

ایران: اگر کسی از کار برکنار شود، طی مراسم باشکوهی از او تقدیر میشود و پست مدیریت جدید میگیرد

..

[ چهارشنبه ۱۳٩۳/٥/٢٢ ] [ ٤:۳۳ ‎ب.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]

       بیرگون آغیز قالی بوش                        

     بیر گون دولی داد اولی

     گون وار کی، هئچ زاد اولماز،           

         گون وار کی هر زاد اولی

 بختین دورا، باخارسان                    

    یادلار قوهوم قارداش دی

    آمما بختین یاتاندا                               

    قوهوم قارداش یاد اولی

  چالیش آدین گلنده                               

   رحمت اوخونسون سنه

دنیادا سندن قالان                                 

       آخیردا بیر آد اولی

گوردون ایشین اگیلدی                          

   دورما اکیل، گوزدن ایت

دوستون گوره ر داریخار                    

    دوشمن گوره ر شاد اولی

شهریار

 

 

[ دوشنبه ۱۳٩۳/٥/٢٠ ] [ ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]
بینش در تصمیم گیری خوب

گروهی از بچه ها در نزدیکی دو ریل راه آهن، مشغول به بازی کردن بودند. یکی از این دو ریل قابل استفاده بود ولی آن دیگری غیرقابل استفاده. تنها یکی از بچه ها روی ریل خراب شروع به بازی کرد و پس از مدتی روی همان ریل غیرقابل استفاده خوابش برد.3 بچه دیگر هم پس از کمی بازی روی ریل سالم، همان جا خوابشان برد. قطار در حال آمدن بود ، و سوزن بان تنها می بایست تصمیم صحیحی بگیرد. سوزن بان میتواند مسیر قطار را تغییر داده و آن را به سمت ریل غیرقابل استفاده هدایت کند و از این طریق جان 3 فرزند را نجات دهد و 1 کودک قربانی این تصمیم گردد و یا می تواند مسیر قطار را تغییر نداده و اجازه دهد که قطار به راه خود ادامه دهد.

سوال:

اگر شما به جای سوزن بان بودید در این زمان کوتاه و حساس چه نوع تصمیمی می گرفتید؟

 

بیشتر مردم ممکن است منحرف کردن مسیر قطار را برای نجات 3 کودک انتخاب کنند و 1 کودک را قربانی ماجرا بدانند که البته از نظر اخلاقی و عاطفی شاید تصمیم صحیح به نظر برسد اما از دیدگاه مدیریتی چطور .... ؟

در این تصمیم، آن 1 کودک عاقل به خاطر دوستان نادان خود (3 کودک دیگر) که تصمیم گرفته بودند در آن مسیر اشتباه و خطرناک، بازی کنند، قربانی می شود.

این نوع معضل هر روز در اطراف ما، در اداره ، جامعه در سیاست اتفاق می افتد،

کودکی که موافق با انتخاب بقیه افراد برای مسیر بازی نبود طرد شد و در آخر هم او قربانی این اتفاق گردید و هیچ کس برای او اشک نریخت. کودکی که ریل از کار افتاده را برای بازی انتخاب کرده بود هرگز فکر نمی کرد که روزی مرگش اینگونه رقم بخورد.

اگرچه هر 4 کودک مکان نامناسبی را برای بازی انتخاب کرده بودند ولی آن کودک تنها قربانی تصمیم اشتباه آن 3 کودک دیگر که آگاهانه تصمیم به آن کار اشتباه گرفته بودند شد.

اما با این تصمیم عجولانه نه تنها آن کودک بی گناه وعاقل جانش را از دست داد بلکه زندگی همه مسافران را نیز به خطر انداخت زیرا ریل از کار افتاده منجر به واژگون شدن قطار گردید و همه مسافران نیز قربانی این تصمیم شدند و نتیجه این تصمیم چیزی جز زنده ماندن 3 کودک احمق نبود.

مسافران قطار را می توان به عنوان تمامی کارمندان سازمان فرض کرد و گروه مدیران را همان کودکانی در نظر گرفت که می توانند سرنوشت سازمان (قطار) را تعیین کنند و سوزن بان هم....

[ پنجشنبه ۱۳٩۳/٥/۱٦ ] [ ٩:۱٢ ‎ب.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]

 

خدایا!!!

ساده ازخطاهایم بگذر...

همانگونه که ساده ازآرزوهایم گذشتی...


[ چهارشنبه ۱۳٩۳/٥/۱٥ ] [ ٩:٤۳ ‎ق.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]

 

" جیران بالالار "

 

اوجا داغلار باشیندا، جیران بالالار... جیران بالالار...

جیرانین بالاسینی، اوخ چو یارالار... اوخ چو یارالار...

من یاردان آیریلسام، اغیار کام آلار... اغیار کام آلار...

 

آغاج اولایدیم... یولدا دورایدیم... سن گلن یولا... کولگه سالایدیم...

یری یری... منده گلیم دالینجا... دستمال ایله آپار منی یانینجا...

یری یری... منده گلیم دالینجا... دستمال ایله آپار منی یانینجا...

 

وطنین صفالیدیر، باغدیر میشه دیر... باغدیر میشه دیر...

سوگیمین قلبی، صافدیر، سانکی شیشه دیر... سانکی شیشه دیر...

اوندان آیری یاشاماخ، چتین پیشه دیر... چتین پیشه دیر...

 

میز اوسته ناردی... درمدیم قالدی... اونا دیمرم... او یادیگاردی...

 

آغاج اولایدیم... یولدا دورایدیم... سن گلن یولا... کولگه سالایدیم...

یری یری... منده گلیم دالینجا... دستمال ایله آپار منی یانینجا...

یری یری... منده گلیم دالینجا... دستمال ایله آپار منی یانینجا...

 

برگرفته از: وبلاگ  فرهاد علیپور

[ سه‌شنبه ۱۳٩۳/٥/۱٤ ] [ ۳:٠٥ ‎ب.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]
موضوع انشا « ازدواج را توصیف کنید »
 
 
 
  
پیش بابایی می روم و از او می پرسم: «ازدواج چیست؟»، بابایی هم گوشم را محکم می پیچاند و می گوید: «این فضولی ها به تو نیومده، هنوز دهنت بوی شیر میده، از این به بعد هم دیگه توی خیابون با دخترای همسایه ها لی لی بازی نمی کنی، ورپریده!»،
متوجه حرف های بابایی و ربط آنها به سوالم نمی شوم، بابایی می پرسد: «خب حالا واسه چی می خوای بدونی ازدواج یعنی چی؟!»، در حالی که در چشمهایم اشک جمع شده است می گویم: «بابایی بهتر نیست اول دلیل سوالم رو بپرسید و بعد بکشید؟!»،
بابایی با چشمانی غضب آلوده می گوید: «نخیر! از اونجایی که من سلطان خانه هستم و توی یکی از داستان ها شنیدم سلطان جنگل هم همین کار رو می کرد و ابتدا می کشید و سپس تحقیقات می کرد، در نتیجه من همین روال را ادامه خواهم …»
بابایی همانطور که داشت حرف می زد یک دفعه بیهوش روی زمین افتاد، باز هم مامانی با ملاقه سر بابا رو مورد هدف قرار داده بود،
این روزها مامان به خاطر تمرین های مستمرش در روزهای آمادگی اش به سر می بره و قدرت ضربه و هدفگیری اش خیلی خوب شده، ملاقه با آنچنان سرعتی به سر بابایی اصابت کرد که با چشم مسلح هم دیده نمی شد.
مامانی گفت: «در مورد چی صحبت می کردین که باز بابات جو گیر شده بود و می گفت سلطان خونه است؟!»، و من جواب دادم: «در مورد ازدواج»، مامانی اخمهاش توی همدیگه رفت و ماهیتابه رو برداشت و به سمت بابایی که کم کم داشت بهوش می یومد قدم برداشت، مامانی همونطور که به سمت بابایی می اومد گفت: «حالا می خوای سر من هوو بیاری؟! داری بچه رو از همین الان قانع می کنی که یه دونه مامان کافی نیست؟! می دونم چکارت کنم!»، مامانی این جمله رو گفت و محکم با ماهیتابه به سر بابایی زد و بابایی دوباره بیهوش شد.
بعد از بیهوش شدن بابایی، مامان ازم خواست کل جریان رو براش توضیح بدم، منهم گفتم که موضوع انشا این هفته مون اینه که «ازدواج را توصیف کنید.»، بابایی که تازه بهوش اومده بود گفت: «خب خانم! اول تحقیق کن، بعد مجازات کن! کله ام داغون شد!»، و مامانی هم گفت: «منم مثل خودت و اون آقا شیره عمل می کنم، عیبی داره؟!»، بابایی به ماهیتابه که هنوز توی دستای مامانی بود نگاهی کرد و گفت: «نه! حق با شماست!»، مامانی گفت: «توی انشات بنویس همه ی مردها سر و ته یه کرباس هستند!»
بابابزرگ که گوشه ی اتاق نشسته بود و داشت با کانالهای ماهواره ور می رفت و هی شبکه عوض می کرد متوجه صحبت های ما شد و گفت: «نوه ی گلم! بیا پیش خودم برات انشا بگم!»، مامانی هم گفت: «آره برو پیش بابابزرگت، با هشت ازدواج موفق و دوازده ازدواج ناموفقی که داشته می تونه توضیحات خوبی برات در مورد ازدواج بگه!»
پیش بابابزرگ می روم و بابابزرگ می گوید: «ازدواج خیلی چیز خوبی است، و انسان باید ازدواج کند … راستی خانم معلمتون ازدواج کرده؟ چند سالشه؟ خوشـ …»، بابابزرگ حرفهایش تمام نشده بود که این بار ملاقه ای از طرف مامان بزرگ به سمت بابابزرگ پرتاب شد، البته چون مامان بزرگ هدفگیری اش مثل مامانی خوب نیست ملاقه به سر من اصابت کرد.
به حالت قهر دفترم رو جمع می کنم و پیش خواهر می روم، نمی دانم چرا با گفتن موضوع انشا در چشمانم خواهرم اشک جمع می شود، و وقتی دلیل اشک های خواهر رو می پرسم می گوید: «کمی خس و خاشاک رفت توی چشمم!»، البته من هر چی دور و برم رو نگاه می کنم نشانی از گرد و خاک نمی بینم، به خواهر می گویم: «تو در مورد ازدواج چی می دونی؟» و خواهرم باز اشک می ریزد.
ما از این انشا نتیجه می گیریم بحث در مورد ازدواج خیلی خطرناک است زیرا امکان دارد ملاقه یا ماهیتابه به سرمان اصابت کند، این بود انشای من، با تشکر از اهالی خانه که در نوشتن این انشا به من کمک کردند!
[ دوشنبه ۱۳٩۳/٥/۱۳ ] [ ٧:٥٤ ‎ب.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]

توانمندی زنان

آیا مردان از زنان قوی ترند؟یا زنان از مردان قوی ترند.؟

زنان چه قدرتها و ویژگی هایی دارند ...

باید دید قویی بودن را به چه می بینید؟

اگر قدرت تحمل مشکلات و قدرت فکر و خلاقیت باشد که زنان توانمند و قوی هستند اما یک توانایی مهم زنان در این زمانه داره خدشه دار می شه . و اون قدرت زنان برای داشتن دنیایی پاک و سالم است . دنیایی بدون فسادهای اخلاقی و فکری ورفتاری است.

 زنان می دانند که اگر از اندام و زیباییهای خود به طور منفی استفاده نکنند چقدر در آرامش جامعه و خانواده ها موثرند.

 ولی برخی  بدون توجه به پیامدهای منفی این قضیه اقدام به نمایش تصاویرنه چندان مطلوب   بر صفحات وب می کنند و ناخواسته موجب میشوند که جوانان با دیدن این تصاویربه  تفکرات منفی و هیجانات کنترل نشده برسند.

ما زنان از این قدرت خود غافل شده ایم که نقش بزرگی در سالم نگه داشتن سرمایه های جامعه که همان انسانها و بخصوص جوانها هستند داریم ما می توانیم با ظاهری آراسته اما شکیل و زیبا و بدون خودنمایی های زنانه و برهنه کردن بدن خود اندیشه های خوب و نیک زندگی کردن را به دیگران آموزش دهیم اما گاهی از این قدرت خود استفاده نمی کنیم و اجازه می دهیم از ما استفاده جنسیتی شود.!

 بهترنیست  کمی بیشتر فکرکرده  و در رفتارهای خودتامل کنیم......!!!!!

[ دوشنبه ۱۳٩۳/٥/۱۳ ] [ ٢:۳٦ ‎ب.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]

 

ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ

ﮐﻪ ﺟﺮﺃﺕ ﺩﯾﻮﺍﻧﮕﯽ ﮐﻢ ﺍﺳﺖ

ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﺮﮔﺮﺩﻡ

ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺩﺳﺖ ﮐﻢ

ﮔﺎﻫﯽ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﺒﯿﻨﻢ

ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺩﺭ ﺧﯿﺎﻝ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﻢ

ﺑﮕﺬﺍﺭ.....

 

ﺑﮕﺬﺭﯾﻢ

ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ

ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﮔﺮﯾﻪ ﺩﻟﻢ ﺗﻨﮓ ﺍﺳﺖ

[ چهارشنبه ۱۳٩۳/٥/۸ ] [ ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]

 

خداوندا ...!!!

در این لحظات پایانی ماه رمضان دعا میکنیم

به فکرمان ، منطق

به قلبمان ، آرامش

به روحمان ،پاکی

به وجودمان ، آزادی

به دستهایمان ، قدرت

به چشمهایمان، زلالی

به زندگیمان ، عشق

به دوستیمان ، تعهد

و به تعهدمان ، صداقت ،عطا فرما ...

( آمین یا رب العالمین )

 

[ دوشنبه ۱۳٩۳/٥/٦ ] [ ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]

 

شیطونه میگه امشب برم رو پشت بوم منو ببینن، عید رو اعلام کنن

والا  نیشخند ( آدمک خشوع و فروتنی)

[ یکشنبه ۱۳٩۳/٥/٥ ] [ ٤:٠٥ ‎ب.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

تو را دوست میدارم اما بندی نیستم بر پاهایت عشق من به تو بال ست برای پریدنت آرزوی من اوج گرفتن در آسمان رویای توست دل زمینیم همیشه بودنت را می خواهد دل آسمانیم پروازت را طلب میکند گرچه می فشارد دلتنگی قلبم را در چنگ اما عشق حریف فاصله هاست و من تو را خویش را رها می خواهم رها.....
صفحات دیگر
امکانات وب