باخیش
ایل گئچدی،باهاراولدو،خبریوخ گولوموزدن.. 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

 

خواستند یوسف را بکشند یوسف نمرد!


خواستند آثارش را از بین ببرند ارزشش بالاتر رفت!


خواستند او را بفروشند که برده شود پادشاه شد!


خواستند محبتش از دل پدرخارج شود محبتش بیشتر شد!

 


از نقشه های بشر ناراحت مشو


چرا که اراده خداوند بالای هر اراده ای است!


[ دوشنبه ۱۳٩٤/٢/٢۸ ] [ ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]

تصور کن برنده یک مسابقه شدی و

جایزه ات اینه که:

بانک هرروز صبح یک حساب برات باز میکنه و

توش

هشتاد و شش هزار و چهارصد دلار

پول میگذاره

ولی دوتا شرط داره:

یکی اینکه همه پول را باید تا شب خرج کنی،

وگرنه هر چی اضافه بیاد ازت پس میگیرند.

نمیتونی تقلب کنی و یا اضافهٔ پول را به حساب دیگه اى بریزى...

شرط بعدی اینه که

بانک میتونه هروقت بخواد بدون اطلاع قبلی حسابو ببنده و

بگه جایزه تموم شد.

حالا بگو چه طوری عمل میکنی؟؟؟؟

همه ما این حساب جادویی را در اختیار داریم:

"زمان".

این حساب با ثانیه ها پر میشه.

هرروزکه از خواب بیدار میشیم هشتاد و شش هزار و چهارصد ثانیه به ما جایزه میدن و

شب که میخوابیم مقداری را که مصرف نکردیم نمیتونیم به

روز بعد منتقل کنیم.

لحظه هایی که زندگی نکردیم از دستمون رفته.

هرروز صبح جادو میشه و هشتاد و شش هزار و چهارصد ثانیه به ما میدن.

یادت باشه که من و تو فعلا” از این نعمت برخورداریم ولی خدامیتونه هر وقت بخواد حسابو بدون اطلاع قبلی ببنده.

پس قدره خودتو بدون و خوب زندگی کن،

با عشق ....

با امید.....

باهدف....


[ پنجشنبه ۱۳٩٤/٢/۱٧ ] [ ۸:٢٢ ‎ق.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]

همه می پندارند که؛

عکس پدرم را؛

به دیوارِ خانه ام آویخته ام؛

اما نمی دانند که؛

دیوارِ خانه ام را؛

به عکس پدرم تکیهداده ام ...


[ شنبه ۱۳٩٤/٢/۱٢ ] [ ۱٠:٤٧ ‎ب.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]

تقدیم به پدرم:


آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم که نگو...
تو کجایی پدرم...؟!
آنقَدَر حسرت دیدار تو دارم که نگو...
بسکه دلتنگ تو ام ،از سر شب تا حالا...
آنقَدَر بوسه به تصویر تو دادم که نگو...
جانِ من حرف بزن!
امر بفرما پدرم.
آنقَدَر گوش به فرمان تو هستم که نگو...
کوچه پس کوچه ی این شهر پر از تنهاییست 
آنقَدَر بی تو در این شهر غریبم که نگو...
پدر ای یاد تو آرامش من...!
امشب از کوچه ی دلتنگیِ من میگُذری؟!
جانِ من زود بیا
بغلم کن پدرم...!
آنقَدَر حسرت آغوش تو دارم که نگو...
به خدا دلتنگم!
رو به رویم بِنِشینی کافیست
همه دنیا به کنار...
گرچه از دور ولی، من تو را میبوسم
آنقَدر خاک کف پای تو هستم که نگو. ..

 

  

[ شنبه ۱۳٩٤/٢/۱٢ ] [ ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]

بانام علی زغصه ام کاسته شد 
فریادشعف زعرش برخاسته شد
چون روز معلم است ومیلادعلی
گل بود وبه سبزه نیزآراسته شد

تقارن میلاد معلم انسانیت امیرالمؤمنین علیه السلام با روزمعلم این روز عزیز برهمه گرامیان مبارک باد


[ شنبه ۱۳٩٤/٢/۱٢ ] [ ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]

 

بی انصافیست که تو را به شمع تشبیه کنم زیرا شمع را میسازند تا بسوزد، اما تو میسوزی تا بسازی ، با سپاس و عرض تبریک فراوان . . .

 

 

 

 

 

 

[ شنبه ۱۳٩٤/٢/۱٢ ] [ ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]

معلمی شغل نیست .

عشق است . ذوق است .

ایثار و فداکاریست .

اگر به عنوان شغل به آن می نگری رهایش ساز.

و اگر عشق توست ،

بر تو مبارک باد . 


[ پنجشنبه ۱۳٩٤/٢/۱٠ ] [ ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]

[ دوشنبه ۱۳٩٤/٢/٧ ] [ ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]

 

تنهایی بد است. . .

اما بدتر از ان این است که

بخواهی تنهاییت را با ادمهای مجازی پر کنی"

ادم هایی که بود و نبودشان به روشن بودن یا خاموش بودن

یک چراغ بستگی دارد. . .!!!

 

 

دلخوشیمان شده گوشی 

حرفهایمان شده پست ✉

دلداریمان شده لایک" نظرمان شده کامنت Cm

صورتهایمان کاردستی جراح ☜☺

قلبها مجازی ☜

افکار ها همه دنبال خیانت ♀♂

این وسط دنبال عشق پاک و حقیقى هستیم ♥

اندر احوالات برخی از ماها.............!!!

 

[ دوشنبه ۱۳٩٤/٢/٧ ] [ ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

تو را دوست میدارم اما بندی نیستم بر پاهایت عشق من به تو بال ست برای پریدنت آرزوی من اوج گرفتن در آسمان رویای توست دل زمینیم همیشه بودنت را می خواهد دل آسمانیم پروازت را طلب میکند گرچه می فشارد دلتنگی قلبم را در چنگ اما عشق حریف فاصله هاست و من تو را خویش را رها می خواهم رها.....
صفحات دیگر
امکانات وب