باخیش
ایل گئچدی،باهاراولدو،خبریوخ گولوموزدن.. 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

قطاری که به مقصد خدا می رفت ٬ لختی در ایستگاه دنیا توقف کرد و

پیامبر رو به جهان کرد و گفت:

مقصد ما خداست ٬ کیست که با ما سفر کند ؟

کیست که رنج و عشق توامان بخواهد ؟.

کیست که باور کند دنیا ایستگاهی است تنها برای گذشتن ؟.

قرن هاگذشت اما از بیشمار آدمیان جز اندکی بر آن قطار سوار نشدند .

از جهان تا خدا هزار ایستگاه بود .

در هر ایستگاه که قطار می ایستاد ٬ کسی کم می شد .

قطار می گذشت و سبک می شد .

زیرا سبکی قانون راه خداست .

قطاری که به مقصد خدا می رفت ٬ به ایستگاه بهشت رسید .

پیامبر گفت :‌اینجا بهشت است .

مسافران بهشتی پیاده شوند .

اما اینجا ایستگاه آخرین نیست .

مسافرانی که پیاده شدند ٬ بهشتی شدند .

اما اندکی ٬ باز هم ماندند ٬ قطار دوباره راه افتاد و بهشت جا ماند .

آنگاه خدارو به مسافرانش کرد و گفت: درود بر شما ٬ راز من همین بود .

آن که مرا می خواهد ٬ در ایستگاه بهشت پیاده نخواهد شد .

و آن هنگام که قطار به ایستگاه آخر رسید ٬ دیگر نه قطاری بود و نه

مسافری...


[ چهارشنبه ۱۳٩٢/٧/٢٤ ] [ ۱٢:۳٧ ‎ق.ظ ] [ shadi ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

تو را دوست میدارم اما بندی نیستم بر پاهایت عشق من به تو بال ست برای پریدنت آرزوی من اوج گرفتن در آسمان رویای توست دل زمینیم همیشه بودنت را می خواهد دل آسمانیم پروازت را طلب میکند گرچه می فشارد دلتنگی قلبم را در چنگ اما عشق حریف فاصله هاست و من تو را خویش را رها می خواهم رها.....
صفحات دیگر
امکانات وب