سفره خالی می خرید؟!!

 

یاد دارم در غروبی سرد سرد،

می گذشت از کوچه ما دوره گرد،

 

داد می زد: "کهنه قالی می خرم،

دست دوم، جنس عالی می خرم،

کوزه و ظرف سفالی می خرم،

گر نداری، شیشه خالی می خرم"،

اشک در چشمان بابا حلقه بست،

عاقبت آهی کشید، بغض اش شکست،

اول ماه است و نان در سفره نیست،

ای خدا شکرت، ولی این زندگی است؟!!!

 

سوختم، دیدم که بابا پیر بود،

بدتر از او، خواهرم دلگیر بود،

بوی نان تازه هوش اش برده بود،

اتفاقا مادرم هم، روزه بود،

صورت اش دیدم که لک برداشته،

دست خوش رنگ اش، ترک برداشته،

باز هم بانگ درشت پیرمرد،

پرده اندیشه ام را پاره کرد...،

"دوره گردم، کهنه قالی می خرم،

دست دوم، جنس عالی می خرم،

کوزه و ظرف سفالی می خرم،

گر نداری، شیشه خالی می خرم،

خواهرم بی روسری بیرون دوید،

گفت: "آقا، سفره خالی می خرید؟!!"


زنده یاد، قیصر امین پور

/ 8 نظر / 69 بازدید
اشـکـــ مترسکــــღ

تنهایی دست ندارد که لمسش کنی عطر ندارد که ببوئیش ... و نمی شود از خواب که میپری ...در آغوشش بگیری اما او تو را تماما در بر میگیرد ...

تورک

سلاملار ای باجی بی فا چرا به وبلاگ ما گلرسن یوخسا ن نییه یوخسان به خدا گلر چچچچچچچرا یوخسان یاشا گلرگلر باجی

زیبایی های آذربایجان

سلام عزیزم...مثل همیشه عالی بود...[گل] بعد از روزهااا من هم بروزم..منتظر حضور گرمت هستم.[قلب]

تبریز ویکی لینکلر tabrizlinks

سلام شادی خانیم اصلا یادم نبود فکر میکردم مال شما بلاگفا هست و از کار افتاده مثل بقیه دوستان شرمنده دیگه آلزایمر هستم! چوخ گوزل یاشا... [گل]

تورک

سلاملار باجی یوخسان نییه یوخسان چرا یوخسان نییه یوخسان گوزله ییرمممممم گلرررررر گلررررررررر یاشاااااااااا باجیییییییی

وحید53

یه وقتی یه خونواده ای یه هفته از ماه رمضون گذشته نون وپنیر و چایی می خوردن تا خدا از خزانه ی غیبش مائده ای براشون فرستاد

امیرعلیم

الهی گواهی که شرمنده ام به پیش تویا رب سر افکنده ام ولی هر چه هستم ترا بنده ام گدایم ، گدا یم تو بخشنده ای به حق شهیدان پناهم بده به اشک یتیمان جوابم بده من از سوز دل شب صدا می کنم چو مرغ شباهنگ نوا می کنم ترا این دل شب صدا می کنم تو خواهی اگر جان فدا می کنم وب زیبایی دارید مدیریت وب 0111شب قدر را به شما تسلیت میگوید اگر به وب بنده هم سر بزنید خوش حال مشم