ساز صبا...

در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم 
عاشق نمی‌شوی که ببینی چه می‌کشم 
با عقل آب عشق به یک جو نمی‌رود 
بیچاره من که ساخته از آب و آتشم 
دیشب سرم به بالش ناز وصال و باز 
صبحست و سیل اشک به خون شسته بالشم 
پروانه را شکایتی از جور شمع نیست 
عمریست در هوای تو میسوزم و خوشم 
خلقم به روی زرد بخندند و باک نیست 
شاهد شو ای شرار محبت که بی‌غشم 
باور مکن که طعنه‌ی طوفان روزگار 
جز در هوای زلف تو دارد مشوشم 
سروی شدم به دولت آزادگی که سر 
با کس فرو نیاورد این طبع سرکشم 
دارم چو شمع سر غمش بر سر زبان 
لب میگزد چو غنچه‌ی خندان که خامشم 
هر شب چو ماهتاب به بالین من بتاب 
ای آفتاب دلکش و ماه پری‌وشم 
لب بر لبم بنه بنوازش دمی چونی 
تا بشنوی نوای غزلهای دلکشم 
ساز صبا به ناله شبی گفت شهریار 
این کار تست من همه جور تو می‌کشم

 

استادشهریار

/ 8 نظر / 35 بازدید
حسین

احسنت سنه گوزل همشهریم یاشاسان [گل]

مریم

زیبا بود ... منم بروزم دوست عزیز [گل]

محمدمختومی

سلام شادی خانم خسته نباشید شعر بسیار زیبای استاد شهریار رو گذاشتید... مرحبا به این می گن حسن سلیقه و اشاعه ی ادبیات و شعر... بیسار از خوندنش لذت بردیم... روش شاد یادش گرامی با سپاس از حضور همیشگی تان با حیوانات در باورهای عامیانه ی مردم ترکمن به روزیم ممنون می سم تشریف بیاورید.

shima

چرا سر نمیزنی منتظر نظراتت هستم

khodai

سلام شادی جون خوبیی؟؟؟؟ممنون از پستای بسیار ارزشمندتون گلمممممم[قلب][ماچ][بغل]

انسان

سلام...[گل][گل][گل]

قلتوقی

سلاملار و چوخلی تشککورلر بو گوزل انتخابیزا گوره [گل] الله استاد شهریاری رحمت اله سین و سیزینده اللریز آغریماسین [گل][گل][گل]

امید

سلام نازلی باخیشا لاب تازا بیر دست خط یازمیشام وقت ائله دین گل گور . شهریارین بو شعری ده چوخ محشر دیر اونی من قاب ائله ییب دیوارا ویرمیشام